گوگوش:شاه ماهی هنر ایران؟گلبانوی ترانه؟ماه بانو؟دختر ملت ایران؟جاودانه موزیک ایران؟...؟؟؟
کدام یک از این القاب می تواند گوشه ای از عظمت این بانوی هنرمند را منعکس کند؟هیچ کدام...
برای معرفی گوگوش تنها به زبان آوردن نام"گوگوش" کافیه تا افتخارات این بانو به یکباره از جلوی دیده ی ما رد بشه و پیوند عشق و خاطره تداعی بشه.
چرا گوگوش؟چون گوگوش همتا نداره و نخواهد داشت...چرا؟؟؟برای اینکه تمام معیارهای یک ستاره را داره که شامل:زیبایی-صدای مخملی-قدرت صدا-استایل-رقص منحصر بفرد و ... می شه و موقعی که یک ترانه را اجرا می کنه کلمه به کلمه و نت به نت آن ترانه را با حرکات صورت و بدن به تماشاچی منتقل می کنه...
کارنامه ی طلایی گوگوش اینقدر پر بار هست که آدم نمی دونه از کجا باید شروع کنه اما یکی از این افتخارات که به شدت خودنمایی می کنه حضور گوگوش به عنوان اولین ایرانی بر روی صحنه ی پر آوازه ی نوکیا تیاتر هست.این بار هم این سالن برای بار دوم میزبان گلبانو بود و شب آواز تنها فرشته ی شهر فرشتگان را جشن گرفت.
نمایی از سالن با شکوه نوکیا تیاتر:
عکسهایی از تمرین گلبانو قبل از شروع کنسرت:
عکسهای کنسرت با شکوه نوکیا تیاتر:
پوسترهای تبلیغاتی کنسرت:
کلیپ های کنسرت نوکیا تیاتر(با کیفیت عالی):
1.همسفر(ورود پرشکوه گوگوش به صحنه):
http://rapidshare.com/files/457014399/hamsafar.mp4
2.باغ بی برگی:
http://rapidshare.com/files/457013118/baghe_bi_bargi.mp4
3.باور کن-دلم خواست:
http://rapidshare.com/files/457013755/bavar_kon-delam_khaast.mp4
4.کوه:
http://rapidshare.com/files/457017081/kooh.mp4
5.مخلوق:
http://rapidshare.com/files/457017500/makhlough.mp4
6.من آمده ام:
http://rapidshare.com/files/457017749/man_amadeam.mp4
7.زپیور(ترانه ارمنی):
http://rapidshare.com/files/457018586/zepure.mp4
8.هجرت-مخلوق:
http://rapidshare.com/files/457021689/hejrat-makhloogh.mp4
9.کویر-گل بی گلدون:
http://rapidshare.com/files/457020236/kavir-gol_bi_goldoon.mp4
10.باران:
http://rapidshare.com/files/457013382/baran.mp4
11.غریب آشنا:
http://rapidshare.com/files/457014137/gharibe_ashena.mp4
12.من و گنجشکا:
http://rapidshare.com/files/457017922/mano_gonjishka.mp4
13.خاطره شیرین گوگوش-مرداب:
http://rapidshare.com/files/457019366/khatere-mordab.mp4
14.i will survive(پایان کنسرت):
http://rapidshare.com/files/457016761/i_will_survive.mp4
تیزرهای تبلیغاتی کنسرت نوکیا تیاتر:
1.
http://rapidshare.com/files/454095530/googoosh-los_angeles.mp4
2.
http://rapidshare.com/files/454095762/googoosh_in_los_angeles.mp4
.
با تشکر از طرفداران گوگوش در فیس بوک...
برای خواندن گزارش کنسرت از زبان فریار(یکی از هواداران بانو گوگوش) به ادامه ی مطلب مراجعه کنید:
شکوهِ یک شبآواز – به قلم : فریار
———————————————————
شهرفرشتگان – پایتخت موسیقی جهان … یا همان لس آنجلس ،
شب گذشته میزبان شاه ماهی هنر ایران ( گوگوش ) بود
گوگوش – نامی که آشناست برای پیر وجوان – برای شرق و غرب و برای دارا و فقیر ،
بار دیگر بروی صحنه ( نوکیا تیاتر) ظاهر شد
تا … نه تنها صحنه … که بار دیگر… نبض قلب هزاران مشتاق و شیفته ی صدا و هنرش را در دست بگیرد.
مشتاقانی که از راه های دور و نزدیک برای دیدن این کنسرت آمده بودند
گوگوش یکبار دیگر صحنه را نورباران کرد
و خاطرنشان کرد … گوگوش نامی نیست که تا ابد از ذهن و قلب کسی پاک شود !
من خود – برای دومین بار میهمان ضیافت ترانه بارانش می شدم و پس از گذشت 11 ماه که از حضورم در این شهر می گذرد – برای نخستین بار فرصت دیدارش را می یافتم … و این خود ، بر هیجان دیدارم می افزود.
مقدمات حضور در شب آواز، از یکماه و نیم قبل محیا شده بود – هیلدا عزیز زحمت تهیه بلیط را نه تنها برای من – که برای بسیاری مشتاق دیگر – کشیده بود و همه در انتظار روز موعود بودیم .
هیلدا – علی گلیان – آنجل و من
همگی ، با قلبی مملو از عشق دیدار گلبانوی ترانه نوین ایران – و امید دیداری هرچند کوتاه با او – درپس دیوارهای سالن نوکیا تیاتر- 2 ساعت پیش از شروع شب آواز – راهی محل کنسرت شدیم.
باز هم هیلدا عزیز – با خلوص نیت بی وصفش ، عاشقان را گرد هم آورده بود – تا در طول مسیر نیز صحبت از او باشد و این همراهی از اضطراب دیدارمان بکاهد.
ترافیک بزرگراه های لس آنجلس معروف و مثال زدنی هستند و دیروز هم استثنا نبود –
تیک تیک ساعت از نزدیک شدن زمان شروع برنامه میگفت و این بدین معنا بود که
هر لحظه شانس دیدار با گوگوش افسانه ای – در پس صحنه – کم و کمتر میشود.
هیجانمان وقتی به اوج رسید که خروجی مورد نظر از بزرگراه به محل کنسرت مسدود شده بود
و می بایست مسیر نامعلومی را طی میکردیم تا در گذشت لحظه ها – بازنده نباشیم !
… سرانجام به مقصد رسیدیم
درب ورودی هنوز بازنشده بود و عده زیادی پشت درها ایستاده بودند
دیدار چند دوست و آشنا و چند عکس یادگاری چاشنی مناسبی برای همراهان من در این لحظات بود و برای من نیز – گهگاه نامها و چهره هایی که آشنا به نظر میرسیدند و دیدارشان دلچسب بود.
از جمله رایلین عزیز که این روزها – برای همه دوستداران گوگوش – نام و چهره ای آَشناست.
یا هلن عزیز – سیما – کامی و …
حدود ساعت 8 شب درب سالن باز شد
حمل و ورود دوربین ممنوع است !!! این نوشته بروی درب – همه توجه ما را معطوف خود کرد
– خدایا یعنی ممکنه از بردن دوربین جلوگیری کنند؟ پس چطور عکس بگیریم؟ پس خاطره امشب چی میشه؟
پس دوستان مشتاقی که در انتظار – خبر کنسرت – چشم براه ما هستند – چه میشوند؟
همه اینها سوالاتی بودکه با دیدن نوشته روی درب وروی ساختمان به ذهنم میامدند.
اما این همه ی گرفتاری نبود ! متصدی امنیت سالن گفت : بردن گل و هدیه هم ممنوع است
یکساعت تمام پشت در ایستادیم به این امید که آشنایی از برگزارکنندگان کنسرت ببینیم و مجوز ورود گلها و هدایامان باشد –اما نشد
دراین میان تلاش آقای مجید حسین ( مجری ) نیز برای کمک به ما – ناکام ماند و همینجا از او- به سهم خود تشکر میکنم.
سرانجام مجبور شدیم گلها و هدایا را به ماشین برگردانیم و باز گردیم.
حالا دیگه ساعت – چند دقیقه ای از 9 شب – یعنی شروع برنامه – گذشته بود
و دلهره شروع برنامه به سراغمان آمده بود
من و علی گلیان با عجله رفتیم و برگشتیم – پس از تفتیش بدنی وارد سالن شدیم
اولین چیزی که نظرمان را جلب کرد
یک بنر بزرگ بود که تصویر هنرمند محبوب را بر خود داشت
تصویری که مشابهش را برای تبلیغات کنسرت دیده بودیم – اما اینبار بزرگ تر – کامل تر و دیدنی تر بود
و به منظور تبلیغات محصولات آرایشی گوگوش – که بزودی به بازار عرضه خواهند شد – در آنجا قرار داشت
درکنارش عکسی به یادگار گرفتیم و با عجله به سالن کنسرت رفتیم
به سالن که نزدیک می شدیم – صدای جیغ و ابراز احساسات مردم شنیده میشد
چراغ ها خاموش شده بودند و این نوید شروع برنامه را میداد
وارد سالن که شدیم با منظره ی زیبایی مواجه شدیم
در عمق تاریکی – شب نما هایی متحرک و رنگین – به هر سو حرکت میکردند
در همین لحظه … پرده روی صحنه کنار رفت …
خدای من …
چه صحنه ی باشکوهی …
با شتاب به صندلی خودم رسیدم
ارکستر بزرگ – موسیقی پیش درآمد کنسرت را نواختند … همان بود که در آگهی شب آواز لس آنجلس شنیده بودیم
اما شنیدن این موسیقی در سالن کنسرت حال و هوای دیگری داشت
آنهم با آن صحنه استثنایی …
لوستر های کریستالی ازفراز سالن نوکیا آویزان بودند -سه ردیف پله روی سن قرار داشت
ردیف وسطی پهن تر و زیباتر به شکل نیم دایره بود و بر فرازش یک اسکرین به شکل نیم دایره قرار داشت
در اطرافش دو اسکرین دیگر به شکل مستطیل طراحی شده بودند
2ردیف پله های کناری – متعلق به نوازندگان بود
سمت راست ، گروه زهی ( ویولونیست ها ) به سرپرستی عمادرضا نکویی – کی بورد 1 و پدرو
بهمراه گروه سازهای بادی
و سمت چپ باس گیتار – کی بورد 2 – پرکاشن و درامز
و بابک امینی ، جلوی سن و سمت چپ قرار داشت
با پایان( اینترو) یا همان پیش در آمد کنسرت –
بلافاصله موسیقی جاودانه همسفر آغاز شد و … هیجان طنین انداز شد
… تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته … نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته
و او بر بلندای صحنه ظاهر شد…
زیباتر از همیشه … چون گل خورشید
تابید بر صحنه و آفتابی شدیم
خوش پوش و باوقار … با اندامی خیره کننده
به آرامی از پله های میانی ، می خرامید و پیش میامد
چیزی نمی شنیدم
چیزی نمی دیدم … جز او
تا نیمه ترانه ، محو و مات زیبایی خیره کننده اش بودم
بی آنکه قدرت داشته باشم، ترانه محبوبم ( همسفر) را بدرستی دنبال کنم …
و ناگهان چرخی زد … صدای نفس های حبس شده مردم را شنیدم
و دوباره تشویق و تشویق
براستی تن پوش زیبا و برازنده ای بود
ترانه بپایان رسید –
به میهمانان سلامی داد و پس از گپی کوتاه و تبریک سال نو – خوش آمدگویی و تبریک بزبان انگلیسی … و پس از آن
ترانه باغ بی برگی اجرا شد
از میان نامداران و هنرمندان – یکه تاز صحنه – به این اسامی اشاره کرد و گفت :
(( آدرنالین خونم هی داره میره بالا – آخه مارتیک و اینجا می بینم – فرید زولاند عزیزمو می بینم – حسن خیاط باشی و می بینم – بزا ببینم دیگه کیو می بینم ؟
دکتر هولاکوهی رو می بینم – شهرزاد اردلان عزیزمو می بینم – بیژن عزیزمو می بینم – ستار عزیز … اوووه))
مارتیک – فرید زولاند – حسن خیاط باشی – ستار – دکتر فرهنگ هولاکوهی – شهرزاد اردلان ( مجری) – بیژن ، طراح پر آوازه – پرویز کاردان –
و آنها که خود دیدیم : دکتر فوژان – ویدا هروی – مجید حسین ( مجری) – مهدی ذکایی ( سردبیر مجله جوانان ) – جهانگیر طبریایی ( شرکت ترانه ) – راستین و…
گویی همه و همه آمده بودند تا به چشم خود شکوه این شب آواز را نظاره کنند
ترانه های هجرت – دو پنجره – پل – من آمده ام – مرهم – مخلوق – گل بی گلدون – کوه –
من وتو – زپیور( ارمنی ) – دلم خواست – باور کن – آیرلیق – کویر … با ابراز احساسات شدید مردم و به زیبایی اجرا شدند
در اوج ترانه کویر- آتش بازی زیبایی روی سن اتفاق افتاد که تشویق مردم سالن را بهمراه داشت و به شور و هیجان کنسرت افزود
در این میان – ترانه زیبای ( زپیور ) نیز شور خاصی در میان ارامنه حاضر در سالن بپا کرد
بدرستی بخاطرم نیست که آخرین ترانه قسمت اول برنامه کدام بود اما برخلاف اغلب اوقات ( کویر) نبود
ادامه برنامه پس از 20 دقیقه استراحت و با تم آشنا و ماندگار ترانه طلاق آغاز شد
و در پی اش ترانه های
– دریایی – پیشکش – مدلی نمیاد – بمون تا بمونم – مرداب – جاده – دیگه گریه دلو وا نمیکنه – غریب آشنا و …
در میانه ی ترانه جاده – دگر بار آتش بازی صحنه – چشم ها را خیره کرد
لازم به ذکر است که کارگردانی بجا و مناسب صحنه – بعهده سیروس کردونی بود
ترانه ( منو گنجشکا) بسیار هنرمندانه و با ابراز احساسات جمعیت حاضر در سالن همراه بود . تغییراتی که هر بار و هربار بابک امینی در بداهه نوازی این اثر و عرض اندام پنجه های توانایش درسبک فلامینکو ارائه میدهد –
تازگی را پیشکش شنیدن دوباره و دوباره این ترانه جاودانه اردلان سرفراز و حسن شماعی زاده میکند
در لابلای این برنامه – گوگوش همچنین یادی از یاران و همکاران قدیمی کرد و نامشان را یک به یک بر زبان راند
پس از ترانه جاده که یادآور قدرت صدای مخملی ( بانوی هزار هزار ترانه ) ست – گوگوش صحنه را ترک گفت
اما ابراز احساسات شدید و چند دقیقه ای حاضرین – مانع خاتمه این شبآواز بود
گوگوش افسانه ای بازگشت … تا برای آخرین بار در این شب بینظیر هوادارانش را غافلگیر کند –
او پیش هزاران هزار چشم مشتاق و در میان اوج احساسات هفت هزار نفر – ترانه خاطره انگیز
( I WILL SURVIVE )
را اجرا کرد. ترانه ای که خاطرات دور و شیرین بسیاری برای ایرانی ها و غیر ایرانی ها باخود دارد.خود من بارها درخواست اجرای دوباره این ترانه را در بلاگش از او طلب کرده بودم.
و این آخرین ترانه این شبآواز با شکوه بود.
گوگوش در این برنامه همچون همیشه به زیبایی تمام با مردم ارتباط برقرار میکرد و در لابلای برنامه از خاطراتش با آنها میگفت و با بعضی از چهره های سرشناس شوخی میکرد – برای مثال به خاطره ای از سالهای دور اشاره کرد و آنرا با لهجه شیرین قاسم آبادی برای حاضرین تعریف کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت
گهگاه که به چهره حاضرین نگاه میکردم اوج لذت و سرخوشی از ترانه ها و آرامش در وجودشان موج میزد
شب گذشته – ساکنین شهر لس آنجلس دگر بار و پس ازگذشت نزدیک به سه سال –
شاهد هنر نمایی دردانه موسیقی ایرانزمین بودند
و با خاطره ای خوش نوکیا تیاتر را ترک کردند
به گفته حاضرین و به گواه آنها که در بسیاری از شبآواز های گوگوش شرکت داشته اند –
شب گذشته یکی از بهترین اجراهای او – پس از بازگشت دوباره اش بوده است
به امید روزی که همه طرفدارانش امکان حضور در شبآوازهایش را داشته باشند
شب آوازهای با شکوهی زیر آسمان آبی وطن
فریار – لس آنجلس
April/10/2011